على دوانى

122

سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )

زمانى هم مىديدم كه جمله‌هاى مبهم و سرپيچيده ، پرده از روى خشم آلود خود برداشته ، و دندان‌هاى خود را به من نشان مىدهد ، و گاهى ارواحى را در قيافه پلنگ‌هاى درنده ، يا چنگالهاى شاهين‌ها را مىديدم كه آماده حمله است . سپس به نظرم مىآمد كه با يك حملهء ناگهانى دلهاى هواپرست و افكار واهى ( كسانى را كه در بارهء انتساب نهج البلاغه به على عليه السّلام شك و شبهه كرده‌اند ) دريدند ، و افكار فاسده و خيالات باطله را به كلى از ميان بردند ! ! در جاى ديگر مشاهده مىكردم كه عقلى نورانى كه شباهت به مخلوق جسمانى نداشت . از اين موكب الهى جدا شده ، و خود را به جان انسان مىچسباند ، سپس او را از پرده‌هاى طبيعت جدا ساخته و به سوى ملكوت اعلا بالا مىبرد ، و به جايگاهى پر نور راهنمائى مىكند ، و از آن پس شوائب اوهام ماده را رها كرده ، در كاخهاى مقدسى نشيمن مىدهد . بسيار اتفاق مىافتاد كه گوئى مىشنيدم ، سخنورى بزرگ با سخنان حكيمانه‌اش زمامداران مردم را مخاطب ساخته و با صدائى رسا ، كارهاى شايسته و نيك را به آنها نشان مىدهد ، و به موارد شك و ترديد آشنا مىسازد ، از لغزش‌گاه‌ها بر حذر مىدارد ، و به جزئيات سياست ارشاد مىكند ، و به راه‌هاى درست زندگى راهنمائى مىنمايد . تا آنجا كه آنها را به مقام عالى رياست نشانده ، و با ارائه طريق و حسن تدبير ، و رمز مملكت دارى ، و به جايگاه ولاى دنيوى بالا مىبرد . اين كتاب با عظمت ( نهج البلاغه ) همانست كه سيد شريف رضى رحمت الله عليه ، از سخنان پيشواى بزرگ مسلمانان و مولاى ما أمير المؤمنين على بن ابي طالب كرم الله وجهه « 13 » از ميان سخنان پراكندهء آن حضرت گرد آورده و با اين اسم « نهج البلاغه » موسوم گردانيده است . به حقيقت مىگويم من اسمى را كه به بهترين وجه دلالت بر مسمّى و مقصود اين كتاب گرانقدر كند ، از « نهج البلاغه » بهتر سراغ ندارم . من قادر نيستم اين كتاب پر ارج را بيشتر از آنچه از نامش بر مىآيد ، تعريف و توصيف كنم ، و در ميان مزاياى آن بالاتر از آنچه شريف رضى مؤلف اين كتاب در مقدمهء آن آورده است ، چيزى بياورم ! اگر قضاوت وجدان و حكم فطرت انسان ، ملزم نمىساخت كه از شخص نيكوكار نسبت

--> ( 13 ) - مىدانيم كه عامه معمولا به نام امير المؤمنين على عليه السّلام كه مىرسند اغلب مىگويند يا مىنويسند ، « كرّم اللّه وجهه » يعنى گرامى باد رخسار او . ولى نسبت به ساير صحابه حتى سه خليفه : ابو بكر ، عمر و عثمان مىگويند : « رضى الله عنه » يعنى خدا از آنها خوشنود شد و آن را بدين گونه توجيه مىكنند كه ساير صحابه معمولا قبل از بعثت پيغمبر اكرم بت پرست و مشرك بودند ، و فقط على عليه السّلام است كه پيش از بلوغ و در سن نه سالگى به عنوان اولين انسان از جنس مردان به خدا و پيغمبر ايمان آورد ، و پيش از آن هم هيچگاه در مقابل بت نايستاد و نسبت به آنها كرنش نكرد . پس گرامى باد روى على عليه السّلام ، اين اولين مسلمان روى زمين و پاكترين انسانها بعد از پيغمبر خاتم صلّى اللّه عليه و آله كه از روز نخست خداشناس بود .